تبليغاتX
...ما واسه هم ميمونيم تا هميشه

خدا نگهدار عزيزم...

هميشه مي ترسيدم از روزي كه بخوام اين پست رو بذارم...

اما     اين يه حقيقته با اينكه هنوز باورم نشده اما.......پيمانم رفت...

خدانگهدار عزيزم                       اما نميشه باورم!

   آخه چطور دلم مياد چشماتو گريون ببينم      ميرم ولي اينو بدون چشم انتظارت ميشينم

......................

 ميرم ولي بدون يكي خيلي تورو دوستت داره      يكي كه از دوري تو سر به بيابون ميذاره

 

خدانگهدار عزيزم...

                                               خدانگهدار...

 

 ساعات اوليه ي 30 آبان 87

!! نوشته شده توسط پریاي پيمان | 13:55 | پنجشنبه سی ام آبان 1387 •

خانه ي عاشق كجاست؟

 

خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است!

خدايا!............خداي خوبم .........خدايا چرا دوست داشتنمو پاي غرور و بي رحميم ميذارن؟؟

خدايا تو كه ميدوني واسه چي دل سنگ شدم! خدايا تو كه ميدوني چرا بي رحم شدم؟ خدايا به پيمانم بفهمون كه سخت گيري هام به خاطر خودشه! خدايا كاري كن بفهمه نمي تونم اونو به كسي بدم....نمي تونم

كاش مي دونست  كه

من  دل سنگ نيستم! ...

من عاشقشم...........اينا همه از دوست داشتن زياده!!!!

خدايا ديگه طاقت شكست خوردن رو ندارم.....كمكم كن خدا! ديگه چشمه ي اشكام خشك شدن نميتونم ببارم ...خدايا دارم ميميرم كمكم كن ...........پيمانم رو به من برگردون.

پيمانم خواهش ميكنم دركم كن!

!! نوشته شده توسط پریاي پيمان | 12:47 | سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 •

 

ببخشيد تا اينجا كشوندمت اين تنها راهي بود كه بدون وجود مزاحم ميتونستم باهات حرف بزنم گلم!

يه بچه رو تصور كن ........يكي از عروسك هاشو خيلي دوست داره .....از ترس اينكه مبادا از دستش بده حاضر نميشه اونو به كسي بده............ حاضر نميشه اونو با كسي شريك بشه........اون عروسك هميشه از خودش ناراحته و عذاب ميكشه كه چرا همه دوستش دارن و نميتونه مال همه باشه....... مامان بچه  مياد ميگه حالا كه نميذاري كسي باهاش بازي كنه خودتم حق نداري سراغش بري!.................برا اون بچه خيلي سخته كه نميتونه به مادرش يا حتي به خود اون عروسك بفهمونه كه چون دوستش داره نميخواد كسي بهش نزديك بشه.و اينجوري همه حتي اون عروسك دوست داشتني از دستش ناراحت ميشن و اين حسشو پاي خساست ميذارن!

ميدونم كه منظورم رو خوب فهميدي!

حالا اين بچه يه تصميمي ميگيره واسه اينكه عروسكش ناراحت نباشه و اذيت نشه حاضر ميشه خودش ازش بگذره و اونو به كس ديگه اي بده تا اون عروسك خوش حال باشه و عذاب نكشه.

حالا ميخواد اون عروسك بفهمه كه چقدر براش سخته ازش بگذره اما اين كار رو ميكنه ...........و به اون عروسك اطمينان ميده كه هرگز از دستش ناراحت نيست و نخواهد بود .......اون عروسك حق انتخاب داره و اون بچه نميتونه مجبورش كنه كه حتما عروسك اون باشه!!!! اما اينم نميتونه كه عروسكش رو با كسي قسمت كنه............

كاش عروسكش اينو بفهمه!

خوب ................... حالا اين بچه از زندگي عروسكش بيزون ميره هر چند براش سخته ..........و عروسكش بايد خوب فكر كنه و اگه واقعا اون بچه رو دوست داره برگرده پيشش و فقط عروسك اون باشه نه كس ديگه.........عروسكش بايد بدونه  كه اون بچه عاشقشه ..........و رفتنش دليل بي وفايي نيست .............

حالا اون بچه منتظر جواب تنها دليل زندگيش ميمونه ............اره يا نه.............اگه اره كه اول خوشبختي اون بچه است اگر هم نه........اگر هم نه اشكالي نداره .......اون بچه ناراحت نميشه و مطمئن باش كه غصه نميخوره چون به محض اينكه تنها دليل زندگيش رو از دست بده............. مــــــــــــــــــــــــيــــــمـــــــــــــــــــــــيره!!!!

ميدوني كه همه چيز هم مهياست!

 

تا مرگ يه قدم مانده...

فقط قبل از هر جواب اين بچه مي خواد يه چيزي رو به ياد عروسكش بياره:

 

تو در قبال اين حرف يه مسئوليتي داري...يادت كه نرفته؟

 

 

!! نوشته شده توسط پریاي پيمان | 9:28 | دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 •

RSS

انواع کد هاي جديد جاوا تغيير شکل موس