تبليغاتX
...ما واسه هم ميمونيم تا هميشه -

سلام............

الان كه دارم مي نويسم هم خوشحالم هم ناراحت..........حدود 2 ساعت و 20 دقيقه است كه از پيش پيمان اومدم خونه............بلاخره بعد از 5 ماه و 2 روز تونستم دوباره ببينمش.......در صورتي كه فكر ميكردم ديگه هرگز نمي بينمش...........دلم واسش يه ذره شده بود...........خوشحالم واسه اينكه يه بار ديگه ديدمش و ناراحت واسه اينكه الان ديگه پيشم نيست...........زمان اينجور موقع ها خيلي زود مي گذره!.............

امروز يه حس عجيبي داشتم............مثل دفعه ي اول نبود..........راست مي گفت پيمان كه هيچ دفعه اي دفعه ي اول نميشه..........دفعه ي اول خيلي راحتتر بودم.................آخه اون موقع پيمان مال من بود..........اما امروز.......يه جورايي حس غريبگي بهم دست داده بود.......حس مي كردم حق ندارم  باهاش باشم.....پيشش بشينم و از نزديك باهاش حرف بزنم..........واقعا هم لياقت نداشتم.......آخه پيمان ديگه مال من نيست و همين كه اومد اصفهان و خبرم كرد و رفتم ديدمش از سرم زياده!!!!!!!

به هر حال اين وبلاگ از يه زماني قرار بود ديگه توش غم و غصه نباشه اما نشد و امروز حيفم اومد كه اين شاديمو اينجا ننويسم...........

 

واسه پيمان: خيييييييييييييلي دوستت دارم...........ممنون كه اومدي.

واسه  همه: خيلي خوشحالم.......دعا كنين بتونم در نبودش طاقت بيارم.

واسه دكتر خدادادي( دكتر قلبم): مطمئن باشين حالا حالا ها گذارم به اون طرفا نميوفته......داروي اصليمو خوردم!

توضيح بند فوق: دكتر خدادادي متخصص بيماري هاي قلبي هستند كه من خيلي مزاحمشون ميشم... آدرس اينجا رو هم خيلي وقت پيش بهشون دادم اما فكر نكنم وقت داشته باشن بيان!

!! نوشته شده توسط پریاي پيمان | 14:10 | سه شنبه بیستم اسفند 1387 •

RSS

انواع کد هاي جديد جاوا تغيير شکل موس